ارتباط ضخامت چربی مزانتریک با شدت تجمع چربی در بیماری کبد چرب غیر الکلی
چکیده
زمینه: بیماری کبدچرب غیرالکلی یک بیماری شایع کبدی می باشد که ارتباط آن با چاقی و سندرم متابولیک همواره مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه، مشخص کردن نقش تجمع چربی های احشایی در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود. مواد و روش ها: 105 نفر از افرادی که بر اساس ارزیابی های بالینی و تشخیصی احتمال ابتلاء به کبد چرب غیرالکلی داشتند و بیماری شناخته شده کبدی دیگری نداشتند، تحت مطالعه قرار گرفتند. در این افراد بررسی توسط سونوگرافی از نظر درجه بندی شدت کبد چرب و ضخامت چربی احشایی و اندازه گیری متغیرهای بیوشیمیایی صورت گرفت. شاخص های تن سنجی نیز اندازه گیری شد. یافته ها: از افراد مورد مطالعه، 3/13 درصد فاقد کبد چرب، 2/55 درصد دارای کبد چرب خفیف، 8/23 درصد در حد متوسط و 6/7 درصد به نوع شدید مبتلا بودند. درجه اکوژنیسیته کبدی به عنوان شاخصی از شدت کبد چرب، با وزن (001/0p=)، شاخص توده بدنی (001/0p=)، ضخامت چربی مزانتریک (001/0p<)، اندازه دورکمر (001/0= p)، تری-گلیسرید (004/0p=)، alt (011/0p=) وast (009/0=p) ارتباط داشت ولی با سن، قند خون ناشتا، کلسترول تام و اجزای با دانسیته پایین یا بالای کلسترول، بیلی روبین و آلکالین فسفاتاز ارتباطی را نشان نداد. ضخامت چربی مزانتریک با وزن، شاخص توده بدنی، دور کمر، سن و قند خون ناشتا همبستگی مثبت و معنی دار داشت. ضخامت چربی مزانتریک یک عامل مستقل برای پیشگویی شدت استئاتوز کبدی بود (61/0r=). نتیجه گیری: چربی احشایی مهم ترین عامل همراه با کبد چرب بوده که می توان از اندازه گیری آن توسط سونوگرافی به-عنوان روشی مناسب برای ارزیابی چاقی مرکزی استفاده کرد.