مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت و درمان شناختی- رفتاری بر نشانه های باقیمانده مبتلایان به افسردگی اساسی عود کننده
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت (mbct) و درمان شناختی رفتاری (cbt) بر نشانه های باقیمانده در مبتلایان به افسردگی اساسی عود کننده انجام شده است. روش: در این پژوهش شاهد اجرای طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه هستیم. بدین منظور 40 زن مبتلا به افسردگی مزمن دارای نشانه های باقی مانده با استناد به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه درمان شناختی رفتاری گروهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت اختصاص داده شدند. کلیه آزمودنی ها بواسطه پرسشنامه های: سیاهه افسردگی بک – ii (bdi-ii) ، مقیاس پاسخ های نشخواری (rrs) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (das) در پیش و پس از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری در میان دو شیوه درمان شناختی رفتاری گروهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در سه متغیر افسردگی، نگرش های ناکارآمد و نشخوار ذهنی وجود دارد. چنانچه درمان شناختی رفتاری گروهی در کاهش افسردگی باقی مانده و نگرش های ناکارآمد کارآمدتر است حال آن که درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در کاهش نشخوار ذهنی اثربخش تر است. با بررسی مؤلفه های افسردگی نیز مشخص شد که درمان شناختی رفتاری گروهی در تعدیل نشانه های شناختی افسردگی که بواسطه سیاهه افسردگی بک – ii (bdi-ii) سنجیده شد، کارآمد است. نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد که می توان با تلفیق دو شیوه درمانی، درمان شناختی رفتاری و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت، برای مبتلایان به افسردگی اساسی با نشانه های باقی مانده، نشانه های باقی مانده افسردگی را بطور قابل ملاحظه ای کاهش داد و متغیرهایی چون نگرش های ناکارآمد و نشخوار ذهنی را تعدیل کرد.