مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تلفیقی، با درمان شناختی و درمان شناختی- رفتاری کلاسیک، در کاهش نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی
چکیده
زمینه و هدف: اختلال افسردگی عمده، شایع ترین اختلال روانی با عودهای مکرّر است. یکی از زمینه های آسیب شناسی در افسردگی، وجود افکار و نگرش های ناکارآمد در افراد است. درمان شناختی- رفتاری، یکی از پرکاربردترین درمان ها در فاز فعّال این اختلال است و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، یکی از درمان های جدید در حوزه پیشگیری از عود اختلال افسردگی اساسی است. این مطالعه، با هدف ارزیابی اثربخشی درمان تلفیقی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی در مقایسه با درمان شناختی- رفتاری کلاسیک بر نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شده است. روش تحقیق: این مطالعه، به روش نیمه آزمایشی و با انتخاب تصادفی در دسترس انجام شد. از بین بیماران مراکز مشاوره دانشگاه تهران، دانشگاه شاهد و کلینیک توان بخشی صبا، تعداد 90 بیمار از بین 160 پرونده فعال روان پزشکی با معیارهای تشخیصی برای اختلال افسردگی اساسی انتخاب شدند. بیماران در سه گروه 30 نفره شامل: گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (mbct)، رفتاردرمانی شناختی سنتی (cbt) و درمان متداول (tau)، به طور تصادفی قرار گرفتند و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، با استفاده از مصاحبه بالینی ساختاریافته، آزمون نگرش های ناکارآمد و آزمون افسردگی بک، ارزیابی شدند. نتایج، با آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهند که گروه تلفیقی و گروه cbt در مرحله پس آزمون، کاهش معنی داری در نگرش های ناکارآمد و میزان افسردگی نشان دادند؛ در حالی که در گروه tau که درمان دارویی صرف برای آنها انجام شد، تفاوت معنی داری بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این هستند که تلفیق درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی با cbt، نسبت به درمان دارویی، اثراتی مشابه با cbt سنتی دارد و می تواند از طریق کاهش تأثیر نگرش های ناکارآمد، منجر به کاهش علایم افسردگی شود.