مقاله

جنبه های گوناگون«مسئولیت» در حقوق بین الملل کیفری

چکیده

تحولات معاصر در حوزه حقوق بین الملل، نتیجه تولد مفاهیم جدیدی از مفهوم حاکمیت دولتها می باشد. در مفهموم کلاسیک حاکمیت دولتها، قدرتهای حاکم از مصونیتهای خاصی برخوردار بوده که در پرتو این مصونیتها، دولتها دارای اقتدار عام و خدشه ناپذیر بوده و هیچ مکانیزم خاصی برای کنترل رفتار حاکمیتها در ارتباط با اعمال آنها پیش بینی نشده بود. بر همین اساس نیز منشور سازمان ملل متحد نیز با تصریح بر اصالت حاکمیتها، مقررات این منشور را از دخالت در حوزه حاکمیتی دولتها بازداشته و مرز مشروعیت اقدامات سایر دولتها و سازمانهای بین المللی را تا حد رعایت کامل اصل «حاکمیت دولتها» و «برابری حاکمیتها» شناسائی نموده است. تحولات پیش گفته در عرصه حقوق بین الملل بویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم، موجب شد تا «حقوق فرد» منصرف از انتسابات ملیتی، نژادی و قومیتی، موضوعیت یافته و دولتها در رفتار با ملتهای خود، تابع اصول و مقررات خاصی باشند که در یک مفهوم کلی، از این مقررات با عنوان «مقررات حقوق بشر» یاد می شود. این مسئله به همراه طرح موضوعات جدی تخلفات دولتها در حوزه حقوق بین الملل کیفری، سبب شد تا در این شاخه از حقوق بین الملل عام نیز تعهداتی خاص بر عهده دولتها قرار داده شود که این تعهدات، جدای از تعهدات اصلی حقوق بین الملل کیفری و اصل «مسئولیت کیفری فردی» می باشد. اساسنامه های دادگاههای کیفری یوگسلاوی و روآندا و اساسنامه دیوان کیفری بین المللی با تدوین تعهدات ویژه دولتها در حوزه «همکاری بین المللی»، حیطه حاکمیت دولتها را هم بوسیله «نفی مصونیت سیاسی» و هم با توسل به «تعهد به همکاری دولتها»، محدود نموده و در کنار مفاهیم جدید مقررات حقوق بشر از جمله «مسئولیت حمایت»، دایره بی مسئولیتی حاکمیتها در قبال رفتار با افراد را تنگ تر نموده است. در نتیجه تحولات فوق الذکر، در حال حاضر مقررات حقوق بین الملل کیفری، با تفکیک بین «جرائم بین المللی» و «جنایات بین المللی»، دامنه مسئولیتهای ناشی از دسته اخیر تخلفات بین المللی دولتها را فراتر از «مسئولیت بین المللی دولتها» که عمدتاً بر اصل «جبران خسارت» متمرکز بوده و «مجازاتهای تنبیهی» در آنها موضوعیتی نداشت، ترسیم نموده است که نتیجه این تحول، ایجاد مسئولیتهای متعدد (فردی و دولتی) در حقوق بین الملل کیفری شده است.

اسناد مشابه

  • حاکمیت و مسئولیت حمایت در پرتو حقوق بین الملل کیفری

    مقاله۲۰۱۵سیاست جهانیشهرام بهمن تاجانی

    در گذشته، مفهوم حاکمیت به استقلال یک کشور هم از دیگر کشورها و هم از تعهدات حقوقی بین المللی محدود می­شد. این مفهوم مطلق از حاکمیت با فرایند هایی چون جهانی شدن، ظهور بازیگران جدید در عرصه بین المللی و وابستگی متقابل نظام حقوق بین الملل مورد تردید قرار گرفت و باعث شد تا بسیاری از ح

  • حاکمیت و مسئولیت حمایت در پرتو حقوق بین الملل کیفری

    در گذشته، مفهوم حاکمیت به استقلال یک کشور هم از دیگر کشورها و هم از تعهدات حقوقی بین المللی محدود میشد. این مفهوم مطلق از حاکمیت با فرایند هایی چون جهانی شدن، ظهور بازیگران جدید در عرصه بین المللی و وابستگی متقابل نظام حقوق بین الملل مورد تردید قرار گرفت و باعث شد تا بسیاری از حق

  • تفاوت علل موجهه جرم با علل رافع مسئولیت کیفری و آثار آن در حقوق بین الملل کیفری

    مقالهمطالعات حقوقی

    از لحاظ ماهیتی بین علل موجهه جرم و علل رافع مسئولیت کیفری تفاوت های مهمی وجود دارد. بر این اساس در حقوق داخلی اکثر کشورها از جمله ایران برای این دو ماهیت حقوقی جداگانه ای قائل اند. اما در حقوق بین الملل کیفری چنین تفکیکی وجود ندارد . با عنایت به اهمیت تفکیک بین این عناوین از نظر

  • تفاوت علل موجهه جرم با علل رافع مسئولیت کیفری و آثار آن در حقوق بین الملل کیفری

    مقاله۲۰۱۳مطالعات حقوقیحسن پوربافرانی، مصطفی افشین پور

    از لحاظ ماهیتی بین علل موجهه جرم و علل رافع مسئولیت کیفری تفاوت های مهمی وجود دارد. بر این اساس در حقوق داخلی اکثر کشورها از جمله ایران برای این دو ماهیت حقوقی جداگانه ای قائل اند. اما در حقوق بین الملل کیفری چنین تفکیکی وجود ندارد . با عنایت به اهمیت تفکیک بین این عناوین از نظر

  • تبارشناسی حقوق بین الملل کیفری در مجموعه ی قواعد حقوق بین الملل

    مقالهتحقیقات حقوقیعلی اکبر سیاپوش، دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی

    نظام حقوق بین الملل کیفری در منظومه ی سیستم های حقوق بین الملل به دلیل قرابت به محوری ترین مفهوم در کل نظام بین المللی مدرن، یعنی کرامت انسانی، از الگوی حاکمیت محور قواعد فاصله گرفته است و جلوه هایی از وحدت، همبستگی و کلیت را در خود نمایان ساخته؛ ب یآن که با اطمینان بتوان گفت از

  • تحول مفهوم مصونیت سران دولت ها در حقوق ‏بین الملل کیفری ‏

    مقالهسیاست خارجی

    مفهوم مصونیت سران دولت ها از اوایل قرن بیستم تاکنون تحول شگرفی یافته است. روند تحولات مصونیت سران دولت ها از معاهده ورسای (1919) تاکنون که در اساسنامه های دادگاه های نورنبرگ، توکیو، یوگسلاوی سابق، دادگاه رواندا، دادگاه ویژه سیرالئون، اساسنامه دیوان کیفری بین المللی و رویه های داد