مقایسه تاثیر فلپ جابجا شونده تاجی با و بدون پیوند بافت همبند در پوشش ریشه
چکیده
سابقه و هدف: با توجه به شیوع تحلیل لثه و اهمیت آن از جهت حساسیت در دندان، امکان پوسیدگی و زیبایی، مطالعات متعددی در زمینه روشهای مختلف درمانی به منظور پوشش ریشه صورت گرفته است که گاها نتایج متناقض و متفاوتی را گزارش کرده اند. هدف از این مطالعه مقایسه دو روش فلپ جابجا شونده تاجی با پیوند بافت همبند (sectg) و بدون پیوند بافت همبند (caf) در پوشش ریشه در افراد مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی و درمانگاه های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1380 و رفع تناقضات در مورد برتری هر یک از دو روش فوق میباشد.مواد و روشها: تحقیق به روش sequentional matched randomized clinical trial و intra individual split mouth برروی 34 دندان دارای تحلیل لثه کلاس i میلر صورت گرفت. برای تمام بیماران فاز یک درمان پریودنتال شامل آموزش بهداشت، جرمگیری و صاف و صیقلی کردن سطح ریشه دندانها در صورت نیاز انجام پذیرفت. دندانها از لحاظ ارتفاع و عرض تحلیل و حد چسبندگی بالینی همسان (match) شده، بعد به صورت تصادفی برای آنها عمل جراحی sactg یا caf انجام گرفت. بیماران به مدت 3 ماه پیگیری (follow) شده، و اثر روشهای جراحی برروی شاخصها به کمک پروب ویلیامز، پرگار و کولیس بررسی و نیز سطح آن به روش جدید (برای اولین بار) با استفاده از نرم افزار autocad و با استفاده از استنت آکریلی و 5 نقطه حاشیه تحلیل لثه در باکال محاسب گردید. تغییرات هر یک از شاخصهای 5 گانه داخل هر گروه به صورت مقایسه قبل و بعد با آماره paired t test و بین دو روش جراحی با آماره t test مورد قضاوت قرار گرفت.یافته ها: تحقیق برروی 7 فرد شامل 2 زن 5 مرد در سنین 25/12±14/43 و روی 34 دندان انجام شد. میزان کاهش ارتفاع تحلیل در روش sectg، 1±2.65 میلیمتر (4/61 درصد) و در روش caf، 0.82±2.62 میلیمتر (6/62 درصد) و میزان کاهش عرض تحلیل در روش sectg، 1.47±1.73 میلیمتر (2/36 درصد) و در روش caf، 2.02±1.92 میلیمتر (8/40 درصد) بود. حد چسبندگی بالینی با روش sectg، 0.94±2.24 میلمتر (8/39 درصد) و با روش caf، 0.97±2.49 (45.9 درصد) بهبود (gain) یافت. سطح پوشش یافته ریشه در روش sectg، 4.99±7.99 و در روش caf، 7.04±10.44 میلیمتر مربع بود. تمام تغییرات شاخصهای ذکر شده داخل گروهها (قبل و بعد از عمل جراحی) معنی دار بود ولی تغییرات بین گروهها (مقایسه دو روش) معنی دار نبود. تنها 6/17 درصد از ریشه دندانها با روش sectg و 9/52 درصد از دندانها با روش caf، بیش از 5/12 میلیمتر (3/2 بیشترین مقدار) پوشش یافتند (p<0.04). نتیجه گیری: هر دو روش جراحی sectg و caf در کاهش ارتفاع و عرض تحلیل و حصول چسبندگی بالینی موثر و مشابه بوده اما با توجه به راحتی بیشتر، صرف زمان، هزینه، درد و ناراحتی کمتر، روش فلپ جابجا شونده تاجی توصیه شده، پیشنهاد میشود تا از روش تعیین سطح به عنوان معیار نتیجه (outcome) و موفقیت درمان استفاده و اعتبار آن ارزیابی شده، حد آستانه (cut off) آن تعیین گردد.