طراحی شهری، فرایند یا فرایندها
چکیده
تاکنون آثار مهمی پیرامون فرایند طراحی شهری و انواع آن انتشار یافته است با این حال، به نظر می رسد که جنب ههای تشابه و تفاوت گونه های متنوع آن هنوز به طور کافی بررسی نشده و مدلی ازگونه بندی فرایندها که تبیین کنندۀ ابعاد تشابه و تفاوت و مفروضات نظری آنها باشد مطرح نگردیده است. هدف این مطالعه جستجوی پاسخ برای سه پرسش است: 1.آیا برای طراحی شهری فرایندی یگانه و منحصر به فرد هست و یافرایندهای چندگانه و گوناگون؟ 2.تفاو ت و تشابه گونه های متفاوت فرایند طراحی شهری چیست و چگونه می توان آنها را در قالب یک مدل گونه بندی مطرح کرد؟ 3.برمبنای تشابه فرایندهای گوناگون آیا میتوان الگوی واحدی از فرایند طراحی شهری مطرج کرد؟ برای پاسخ به این پرس شها، در تحقیق حاضر از روش «مرور فرا تحلیلی » منابع موجود استفاده شده است. این مطالعه به تحلیل شش گونۀ اصلی از فرایند طراحی شهری م یپردازد: 1.فرایند دکارتی استقرایی؛ 2.فرایندفرضیۀ آزما قیاسی؛ .فرایندمسئله گشا تصمیم ساز؛ 4.فرایند خلاقانه؛ 5.فرایند جامع عقلایی؛ 6. فرایند رهبری؛ 7. فرایند ارتباطی طراحی شهری. یافته های مطالعۀ حاضر نشان میدهد که چنانچه مراد از فرایند طراحی شهری، فرایندهای هنجاری )فرایند بدان گونه که باید باشد( است، با تعداد قابل توجهی از گونه های فرایند روبرو هستیم، ولی چنانچه منظور از فرایند طراحی شهری،فرایند واقعی (فرایند بدان گونه که هست) باشد، با یک نسخۀ واحد از آن مواجه هستیم. همچنین، این مطالعه نشان م یدهد که جنب ههای تشابه و تفاو ت فرایندها شامل جنب ههای ریخ تشناختی، اصطلا حشناختی، نظم و ترتیب مراحل، بنیا نهای معرفت شناختی، نسبت آنها با مفهوم عقلانیت، نسبت آنها با مفهوم بهینه یابی،و نسبت آنها با دو مفهوم اساسی حقیقت و قدرت م یشود. تحقیق حاضر نشان می دهد که جنب ههای متعدد تشابه و تفاوت را م یتوان، با بهره گیری از طبقه بندی کنش های اجتماعی پیشنهادی هابرماس، نظریۀ منطق اکتشافات علمی پوپر ونظریۀ قدرت/ دانش فوکو، به دو «بعد » اصلی تقلیل داد. چنانچه «فرایند طراحی شهری به مثابه نوعی ازکنش اجتماعی، که در قالب فضایی کالبدی اندیشیده و اعمال میشود » تلقی گردد، آنگاه دو بعد اصلی در گونه شناسی فرایندها خواهند بود: 1. بعد «ماهیت کنش اجتماعی » )طیفی میان دو قطب کنش ارتباطی و کنش راهبردی( و 2. بعد «ماهیت منطق اکتشافی » )طیفی میان دو قطب منطق استقرایی یا تجزیه ترکیبی و منطق قیاسی یا حدس و ابطالی(. نهایتاً این تحقیق نشان م یدهد که برای فرایند طراحی شهری واقعاً موجود، الگوی واحدی هست که در آن طراحی شهری به مثابه یک کنش راهبردی و گفتمانی، که در آن دانش و قدرت انفکاک ناپذیر هستند، مطرح است. چنین فرایندی را م یتوان برپایۀ مفهوم فوکویی «قدرت/ دانش » تبیین کرد و گا مهای تشکیل دهندۀ آن را معرفی کرد.