تأثیر مداخلات روان پزشکی در میزان افسردگی زوج های نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج)
چکیده
مقدمه: پدیده ناباروری خصوصاً جنبه های روانی- اجتماعی آن ازاهمیت زیادی برخوردار است و تشخیص چگونگی ارتباط این پدیده و عوامل فوق، تأثیری عمیق در بهبود کیفیت زندگی خواهد داشت. پژوهش حاضر شیوع و شدت افسردگی و تأثیر مداخلات روان پزشکی در میزان افسردگی زوجین نابارورمراجعه کننده به مجتمع بیمارستانی امام خمینی، مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر(عج) را بررسی می نماید. روش کـار: این مطالعه در دو مرحله انجام گرفت، در مرحله اول با روش مقطعی 638 نفر بررسی شدند و در مرحله دوم از میان 140 زوج داوطلب 70 زوج در گروه مداخله ای و 70 زوج در گروه کنترل قرار گرفته و گروه مداخله ای به مدت 6 ماه با داروی فلوکستین بر اساس شدت بیماری و درمان های شناختی- رفتاری و روان درمانی حمایتی، تحت درمان قرار گرفتند. ابزارهای به کار برده شده شامل آزمون افسردگی بک ( bdi )، مقیاس درجه بندی سازگاری مجدد اجتماعی(هولمز- ریهی) وپرسش نامه دموگرافیک- اجتماعی بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی، آزمون تی زوج، کای دو، رگرسیون لجستیک انجام گرفت.یافته ها: در این بررسی 48% زنان و 8/23% مردان اختلال افسردگی داشتند، شیوع افسردگی در زنان دو برابر مردان بود. فراوانی افسردگی در طبقه تحصیلی ابتدایی، زنان خانه دار، گروه سنی 25 -19 سال، فرزندان وسط خانواده، افراد با استرس(خصوصاً استرس شدید)، در افراد با مکانیزم واکنش هیجانی و در گروه با نگرش تولید نسل به ازدواج بیشتر مشاهده شد واین ارتباطات از لحاظ آماری معنادار بود (0001/0 p< ). نتایج به طور کلی نشان داد که در گروه درمان یافته در مقایسه با گروه کنترل، میانگین نمره بک از 7/18 (7/9 sd= ) به 7/10 (8/5 sd= ) کاهش یافته است که این مطلب بیانگر اثر قابل توجه درمان های روان پزشکی( دارویی- روان درمانی) در کاهش علائم افسردگی می باشد (0001/0 p< ). درمان های روان پزشکی(دارویی- روان درمانی) بیشترین تأثیر را در گروه های زنان، دامنه سنی 25 -19 سال، زنان خانه دار، طبقه تحصیلی ابتدایی، طبقه اقتصادی پایین و در گروه با نگرش شانس (اسناد بیرونی) داشته است و این ارتباطات از لحاظ آماری معنادار بود (0001/0 p< ). نتیجه گیری: با توجه به فراوانی افسردگی در زوجین نابارور و مؤثر بودن مداخله روانی که در این مطالعه اثر آن معنادار بود باید توجه جدی به درمان این گروه بیماران صورت گیرد. بدون شک این امر به سلامت روان و همچنین بهبود کیفیت زندگی آنها منجر خواهد شد.