اثربخشی تلفیق دو روش درمان شناختی-رفتاری و نظریه انتخاب بر اختلال وسواس فکری-عملی ( مطالعه موردی)
چکیده
زمینه و هدف: اختلال وسواس فکری-عملی(ocd) از جمله اختلالات ناتوان کننده است که عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. در حالی که اثربخشی آموزش های شناختی-رفتاری طی پژوهش های مختلفی اثبات شده است، اما میزانی از عود و بازگشت بیماری توسط بیماران گزارش می شود. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تلفیق دو رویکرد شناختی-رفتاری و تئوری انتخاب در کاهش علائم وسواس فکری-عملی بود. روش بررسی: این پژوهش از نوع پژوهش های موردی بود که به این منظور تعداد سه نفر از افرادی که براساس پرسشنامه ییل براون(y-bocs) به عنوان افراد با اختلال وسواس تشخیص داده شده بودند، انتخاب شدند و تحت هشت جلسه آموزش رویکرد شناختی – رفتاری و تئوری انتخاب قرار گرفتند. بدین صورت که پنج جلسه نخست از هشت جلسه معطوف به آموزش های شناختی-رفتاری بود و از جلسه ششم به بعد به آموزش مفاهیم تئوری انتخاب پرداخته شد. در پایان نتایج حاصله با استفاده از جداول و نمودارها ارائه گردید. یافته ها: نتایج حاصل از پرسشنامه ییل براون(y-bocs) که به عنوان ابزار سنجش پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده بود و فرم خودگزارش دهی( که ارایه گزارش از جانب آزمودنی ها دریک مقیاس 5 درجه ای بود)، نشان دهنده اثربخش بودن تلفیق دو رویکرد شناختی-رفتاری و تئوری انتخاب بود و مراجعین بعد از طی جلسات مربوط به ارائه تئوری انتخاب رضایت بیشتری را گزارش دادند. نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، با توجه به اینکه افراد با آگاهی از حق انتخاب و تقویت انگیزه درونی در کنار بهره گیری از آموزش های شناختی-رفتاری( آرمیدگی، شناسایی تحریف های شناختی، اجتناب از پاسخگویی)، به طور مؤثرتری در کاهش علائم وسواس عمل خواهند کرد، تلفیق این دو رویکرد در پیشبرد اهداف درمانی در درمان افراد مبتلا به اختلال وسواس مؤثر خواهد بود.