مقاله

تأثیر آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر خستگی مزمن و سبک های مقابله در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

چکیده

زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) یکی از انواع بیماریهای میلین­زدای سیستم عصبی مرکزی است که مبتلایان با خستگی و مشکلات ارتباطی مواجه می­شوند. مطالعه حاضر با هدف تأثیر آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر خستگی مزمن و سبک­های مقابله در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی مداخله­ای شاهددار بر روی 36 بیمار مبتلا به ام اس انجام شد. جامعه­ آماری شامل کلیه­ بیماران مبتلا به ام اس، عضو انجمن ام اس شهر اهواز بود که پس از پاسخ­گویی به مقیاس خستگی krupp ، 36 نفر از بیمارانی که نمره آنها بالاتر از نمره برش (بالاتر از 36) بود، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 18 نفری شاهد و مورد تقسیم شدند. سپس هر دو گروه پیش از جلسات مداخله­ای به مقیاس سبک­های مقابل ه andler و parker پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه با استفاده از cronbach alpha 87/0 به دست آمد. آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری، طی ده جلسه به گروه مورد مداخله ارائه شد و گروه شاهد هیچ مداخله­ای دریافت نکرد. داده­ها با استفاده از نرم افزار آماری spss ویرایش 16 و تحلیل کوواریانس در سطح معنی­داری 05/0 > p تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها: میانگین نمرات خستگی مزمن، سبک­های مقابله مسئله­مدار، هیجان­مدار و روی­آوردن به اجتماع در دو گروه قبل از مداخله تفاوتی نداشت. میانگین نمره خستگی مزمن در گروه تجربی قبل از مداخله 19/8 ± 75/46 بود که پس از پایان جلسات آموزشی به 55/9 ± 75/31 کاهش یافت (001/0 p p ) و 01/3 ± 50/27 ( 001/0 > p ) افزایش یافت و سبک هیجان­مدار بعد از مداخله به 46/6 ± 25/37 کاهش نشان داد ( 001/0 > p ) ، اما تفاوتی بین میانگین نمره سبک مقابله اجتنابی قبل و بعد از مداخله مشاهده نشد. نتیجه­گیری: آموزش مدیریت استرس به شیوه­ شناختی- رفتاری موجب کاهش خستگی و اصلاح سبک­های مقابله­ای در این بیماران می­شود، اما در کوتاه­مدت نمی­تواند سبک مقابله اجتنابی آنان را اصلاح کند و نیازمند برنامه­های آموزشی طولانی­مدت هستند تا بتوانند ارتباط بیشتری با جامعه و خانواده برقرار کنند و از اجتناب پرهیز کنند.

اسناد مشابه