مدلسازی مطلوبیت لانه گزینی و شناسایی حداقل نیازهای زیستگاهی مکان های لانه گزیی گرگ (canis lupus) در استان همدان با استفاده از روش ماهالانوبیس پارتیشن بندی شده
چکیده
مدلسازی زیستگاه در محل های لانهگزینی گونههای حیات وحش ابزاری کاربردی در شناسایی نحوۀ توزیع کانونهای فعالیت آن هاست. از اینرو این ابزار در شناسایی نواحی ای که پتانسیل بالایی در بروز تقابل این گونهها با انسان دارند، کاربردهای فراوانی دارد. در این پژوهش با استفاده از مدل ماهالانوبیس پارتیشنبندی شده و با در نظر گرفتن فاکتورهای مهم زیستگاهی اثر گذار، مطلوبیت مکانهای لانهگزینی گرگ در استان همدان ارزیابی شد. همچنین از منحنی توزیع تجمعی مقادیر مطلوبیت برای طبقهبندی نقشۀ حاصل به طبقات مطلوبیت استفاده شد. نتایج نشان داد که آستانۀ مطلوبیت 71/0 به بهترین نحو نواحی مطلوب را از زیستگاه نامطلوب تفکیک کرد و بدین ترتیب 2649 کیلومتر مربع معادل 5/13 درصد از سطح استان همدان به منزلۀ نواحی ای که پتانسیل لانهگزینی گرگ دارند، شناسایی شد. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون تجزیه به مؤلفههای اصلی، متغیرهای ارتفاع، سنجۀ بردار ناهمواریها، تراکم دام و فاصله از نواحی مسکونی به منزلۀ عوامل مهم محیطی تأمین کنندۀ حداقل نیازهای زیستگاه لانهگزینی گرگ در این استان تعیین شدند. معیارهای بررسی اعتبار مدل به دست آمده، چه از لحاظ قابلیت تشخیص (سطح زیر نمودار برابر با 825/0) و چه از لحاظ صحت طبقهبندی (نرخ کلی صحت طبقهبندی برابر با 84/0)، نشان داد که مدل مطلوبیت به دست آمده عملکرد خوبی در پیشبینی نواحی لانهگزینی دارد. لانهگزینی گرگ در مناطق ناهموار نسبتاً مرتفع (1870 ـ 2405)، نزدیک به اراضی مرتعی و بایر و به دور از نواحی مسکونی نشان میدهد که نحوۀ توزیع لانههای گرگ در استان همدان در درجۀ اول متأثر از فاکتورهای مرتبط با مداخلات انسانی است.