مقایسه روش های درون یابی بر پایه فضای فیزیوگرافی cca با گشتاورهای خطی احتمال در تحلیل فراوانی منطقه ای سیلاب، مطالعه موردی: آبخیزهای استان مازندران
چکیده
بیشینه دبی لحظه ای سالانه 38 ایستگاه هیدرومتری استان مازندران به همراه خصوصیات فیزیوگرافی و اقلیمی حوزه های آبخیز گردآوری شد. نخست، از روش درون یابی بر پایه فضای فیزیوگرافی جهت برآوردهای منطقه ای سیلاب با دوره های برگشت 10، 20، 50 و 100 سال استفاده شد. طراحی فضای فیزیوگرافی بر اساس روش تحلیل همبستگی متعارف انجام شد و برآوردهای منطقه ای سیلاب با استفاده از سه روش درون یابی کریجینگ معمولی، کریجینگ ساده و idw در فضای فیزیوگرافی به دست آمد. نتایج نشان داد که مقادیر سیلاب ایستگاهی از بیشینه همبستگی مکانی در فضای فیزیوگرافی برخوردارند و ساختار مکانی آن ها از نیم تغییرنمای گوسی تبعیت می نماید. در ادامه، از گشتاورهای خطی نیز برای تحلیل فراوانی منطقه ای سیلاب استفاده شد. در این روش، مناطق همگن بر اساس الگوریتم خوشه بندی ward تعیین شدند. همگنی مناطق به دست آمده از خوشه بندی با استفاده از آزمون های همگنی و ناهماهنگی بررسی شد. سپس با استفاده از آزمون نکویی برازشzdist ، توزیع لجستیک تعمیم یافته برای هر سه خوشه به عنوان بهترین توزیع منطقه ای انتخاب شد و برآوردهای منطقه ای بر اساس عوامل توزیع منتخب به دست آمد. در نهایت عملکرد دو روش با استفاده از روش ارزیابی جک نایف و پنج شاخص آماری bias، biasr،rmse ،rmser و nash بررسی شد. بر اساس شاخص nash هر دو روش عملکرد مطلوب و مشابهی ارائه می دهند، اما، بر اساس نتایج سایر شاخص های آماری روش درون یابی بر پایه فضای فیزیوگرافی عملکرد بهتری نسبت به گشتاورهای خطی ارائه می دهد و با افزایش دوره بازگشت کیفیت برآوردهای آن بهبود می یابد. در حالی که، گشتاورهای خطی برای دوره های بازگشت کوتاه عملکرد بهتری را ارائه می دهد. همچنین، نتایج درون یابی نشان داد که تخمین های زمین آماری نسبت به قطعی از دقت بالاتری برخوردارند و بهترین عملکرد متعلق به کریجینگ معمولی است.