مقاله

بررسی قدرت پیش بینی بروز سندرم متابولیک بر اساس تعاریف modified atp iii و idf توسط هر یک از مؤلفه های آن: یک بررسی آینده نگر ۵/۶ ساله در مطالعه ی قند و لیپید تهران

چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی قدرت پیش بینی بروز سندرم متابولیک بر اساس تعاریف modified atp iii و idf توسط هر یک از مؤلفه های آن بود. مواد و روش ها: این مطالعه ی هم گروهی ـ مشاهده ای در 2279 فرد 20 ساله و بالا تر غیر مبتلا به سندرم متابولیک براساس معیار atpiii و 2310 فرد 20 ساله و بالاتر غیر مبتلا به سندرم متابولیک براساس معیار idf از افراد شرکت کننده در فاز یک مطالعه ی قند و لیپید تهران انجام شد. یافته ها: بعد از میانگین 5/6 سال پیگیری، 462 نفر (231 مرد و 231 زن) براساس معیار atp iii و 602 نفر براساس معیار idf (360 مرد و 242 زن) به سندرم متابولیک مبتلا شدند. در بین مبتلایان براساس معیار atp iii بالاترین نسبت شانس (odds ratio) در مردان مربوط به چاقی مرکزی (6/5-2/1) 6/2 و در زنان مربوط به افزایش تری گلیسرید (12/4-03/2) 8/2 بود. بالاترین مقدار odd's ratio براساس معیار idf در هر دو گروه مردان (7/3-2/2) 8/2 و زنان (3/4-9/1) 9/2 مربوط به افزایش تری گلیسرید بود. سطح زیرمنحنی roc برای مؤلفه های دورکمر، تری گلیسرید و hdl-c در هر دو گروه مردان و زنان و براساس هر دو معیار، نزدیک ترین سطح زیر منحنی به سطح زیر منحنی روک برای همه ی مؤلفه های سندرم متابولیک بود و سطح زیر منحنی دو مؤلفه ی دور کمر و تری گلیسرید و یا دور کمر و hdl-c براساس هر دو معیار در هر دو گروه تفاوت واضحی با سطح زیر منحنی کل مؤلفه ها نداشت. نتیجه گیری: دو مؤلفه ی دور کمر و تری گلیسرید و یا دور کمر و hdl-c می تواند قدرت پیش بینی به اندازه ی همه ی مؤلفه های سندرم متابولیک، برای بروز آن داشته باشد. بنابراین اندازه گیری دور کمر، تری گلیسرید و hdl-c به عنوان جزیی از برنامه ی بیماریابی به منظور شناسایی افراد در معرض خطر ابتلا به سندرم متابولیک و عواقب ناشی از آن توصیه می شود.

اسناد مشابه