اثر بخشی آموزش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات سلوک کودکان 4 تا 6 سال و کاهش تنیدگی مادران
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت برمشکلات سلوک کودکان 4 تا 6 سال مهدهای کودک اهواز و تنیدگی مادران بود. کودکان 4 تا 6 ساله مهدهای کودک اهواز که مبتلا به مشکلات سلوکی بودند جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شد. در ابتدا 8 مهد کودک به شیوه تصادفی انتخاب و مربیان آنها در مورد علایم مشکلات سلوک آموزش دیدند و پرسشنامه رفتار کودکان راتر-فرم معلم (rcbq) را برای کودکانی که این علایم را داشتند تکمیل نمودند. سپس از بین 120 پرسشنامه تکمیل شدن توسط مربیان مهد کودک ها، تعداد 30 پرسشنامه کودکان که نمره آنها در خرده مقیاس مشکلات سلوکی بیشتر از نمره آنها در خرده مقیاس مشکلات هیجانی بود، به صورت تصادفی انتخاب و به شیوه تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتار کودکان راتر- فرم معلم (rcbq)، و شاخص تنیدگی والدین (pci) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج، فرضیه های پژوهش را تأیید و مشخص شد که آموزش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات سلوک کودکان و کاهش تنیدگی مادران اثر معنادار (p