علاقه مندی به تحصیل در رشته مامایی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی تهران
چکیده
مقدمه: از ابتداییترین لوازم و مقتضیات یادگیری علاقه و رغبت به آموزش است. در واقع علاقه مرکب از انگیزش و کنجکاوی است و فرد برانگیخته برای دستیابی به آگاهیهای بیشتر وکسب موفقیت پافشاری و ممارست بیشتری خواهد کرد. لذا علاقهمندی فراگیران نسبت به رشته تحصیلیشان از عوامل مهم پیشرفت برنامههای آموزشی و نهایتاً بازدهی و مسئولیتپذیری آتی آنان میباشد و باید همواره به آن توجه کافی مبذول گردد. این مطالعه بهمنظور تعیین میزان علاقهمندی دانشجویان مامایی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران نسبت به رشته تحصیلیشان در سال 1385 صورت گرفت. مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی از روش نمونهگیری سرشماری استفاده شد و کلیه 260 دانشجوی کارشناسی پیوسته مامایی پذیرفته شده در یکی از 3 دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران که در ترمهای اول تا هشتم مشغول به تحصیل بودند وارد مطالعه شدند. ابزارگردآوری دادهها پرسشنامه بود، که در دو بخش مشخصات دموگرافیک و عوامل مرتبط با سنجش میزان علاقهمندی طراحی گردید. جهت تعیین اعتبار ابزار از روش اعتبار محتوی و برای پایایی آن از روش آزمون مجدد استفاده شـد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری کای اسکوار و ضریب همبستگی اسپیرمن و نرمافزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته نشان داد که میزان علاقهمندی دانشجویان نسبت به رشته تحصیلیشان پایین با میانگین امتیاز 5/37% بود و اغلب آنان (8/80%) با علاقه اقدام به انتخاب رشته نکردهاند. مهمترین عوامل مرتبط با گرایش دانشجویان نسبت به تحصیل در این رشته، مفید واقع شدن آن در تمام مراحل زندگی فردی و وجود تجربیات مهیج در حرفه مامایی بود. بین تحصیلات و شغل والدین، ترم تحصیلی و میزان علاقهمندی دانشجویان نسبت به رشته تحصیلیشان ارتباطی دیده نشد. نتیجهگیری: با توجه به اینکه فراگیران از علاقه کافی برای تحصیل در این رشته برخوردار نبودند و تنها ماهیت شغلی این حرفه مورد توجه دانشجویان بود میتوان اینگونه قضاوت کرد که ایشان حرفه آینده خود را چندان مطابق با نیازها و انتظاراتشان ارزیابی نکرده و بدیهی است که عواقب سوء ناشی از این مسئله متوجه نظام آموزش مامایی و سیستم سلامت کشور خواهد بود. لذا متصدیان این گروه آموزشی باید با شناخت معضلاتی که منجر به عدم رغبت دانشجویان نسبت به رشته تحصیلیشان میشود و با ارایه راهکارهای مؤثر برای حل آنها موجبات ارتقاء آموزش، علاقهمندی و بازدهی آنها را فراهم آورند. همچنین لزوم تجدید نظر در نحوه جذب دانشجو مطابق با نیازهای فردی و اجتماعی و در جهت حفظ منزلت افراد و مشاغل جهت جلوگیری از به هدر رفتن سرمایههای مادی و معنوی فرد و جامعه اساسی است.