مقاله

قدرت علایم بالینی و آزمایشگاهی در تشخیص آپاندیسیت در بیمارستان امام حسین (ع) تهران طی سال های ۷۸-۱۳۷۵

چکیده

سابقه و هدف: موقعیت متغیر زائده آپاندیس و تنوع علایم بالینی، تشخیص آپاندیسیت را مشکل می کند به طوری که علیرغم روش های تشخیصی جدید مانند سونوگرافی، ct scan و لاپاراسکوپی هنوز 36% خطای تشخیص وجود دارد. این مطالعه به منظور کاهش خطای تشخیصی با تکیه بر علایم بالینی و لکوسیتوز در بیمارستان امام حسین (ع) طی سال های 78-1375 انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی بر روی 914 نفر مبتلا به آپاندیسیت براساس معیارهای بالینی و شمارش wbc صورت پذیرفت. قدرت تشخیصی درد شکم، ماهیت درد، شیفت درد، بی اشتهایی، استفراغ، تب، تاکیکاردی، تندرنس، لکوسیتوز و شیفت چپ wbc با توجه به کاربرد عملی ppv و npv تعیین و با آزمون chi-square اختلاف این علایم مورد قضاوت آماری قرار گرفتند. یافته ها: از 914 فرد مورد بررسی، 61% مرد و 39% زن با سن 12.4±24.7 سال و محدوده سنی 75-2 سال بودند. پاتولوژی، 700 مورد را آپاندیسیت مثبت (مورد) و 214 مورد را منفی (شاهد) گزارش کرد. حداکثر قدرت تشخیص مربوط به شیفت چپ wbc و پس از آن لکوسیتوز و سپس شیفت درد بود به طوری که ppv شیفت چپ wbc هشتاد و پنج درصد باشد. به تعبیری دیگر، این علامت 15% خطای تشخیصی به همراه دارد. بدیهی است سایر علایم قدرت کمتری داشتند. به همین دلیل قدرت مجموعه علایم بالینی تعیین شد و نشان داد که مجموعه شیفت درد، بی اشتهایی و لکوسیتوز با ppv=92.4 و npv=36 قدرتمندترین مجموعه علایم بوده و خطای تشخیص 7.6% یعنی نصف می گردد. نتیجه گیری: تحقیق نشان داد که هیچ یک از علایم به تنهایی قادر به تشخیص صحیح آپاندیسیت نبوده و میزان خطای تشخیص بالا خواهد بود اما مجموعه علایم بالینی قدرت تشخیصی بالاتری داشته و میزان آپاندکتومی منفی به نصف خواهد رسید. این مطالعه نشان داد که با تکیه بر علایم بالینی می توان میزان خطای تشخیصی را کاهش داد.

اسناد مشابه