کارآمدی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان زنان مبتلا به افسردگی اساسی
یزدان نادری، yazdan naderi ma in clinical psychology, psychiatry and behavioral sciences research center, addiction institute, mazandaran university of medical sciences, sari, iranکارشناس ارشد روان شناسی بالینی، مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران جعفر حسنی، jafar hasani associate professor, department of psychology, faculty of psychology and education, kharazmi university, tehran, iranدانشیار، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران مریم تقی زاده، maryam taghizade ma in clinical psychology, faculty of psychology and educational sciences, islamic azad university, karaj branch, iranکارشناس ارشد روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد، کرج، ایران فاطمه رمضان زاده، fatemeh ramezanzadeh ma in clinical psychology, psychiatry and behavioral sciences research center, addiction institute, mazandaran university of medical sciences, sari, iranکارشناس ارشد روان شناسی بالینی، مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
چکیده
سابقه و هدف: ذهن آگاهی نقش مهمی در متغیرهای مرتبط با اختلال افسردگی ایفا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بخشی روش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان زنان مبتلا به افسردگی اساسی می باشد. مواد و روش ها: این پژوهش مطالعه ای شبه تجربی به همراه پیش آزمون پس آزمون و پیگیری است. تعداد 30 نفر از بیماران اختلال افسردگی اساسی (سال:1392، محل انجام پژوهش: درمانگاه بیمارستان بقیه الله تهران)، انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت درمان ذهن آگاهی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی روان شناختی را دریافت نکردند. پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی، 2007) برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با آزمون های تحلیل کوواریانس و اندازه گیری های مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: بعد از درمان، نمرات بیماران دریافت کننده mbsr در راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان (ملامت خویش، نشخوارذهنی، فاجعه سازی و ملامت دیگران) کاهش و و در برخی از راهبردهای سازگارانه (ارزیابی مجدد مثبت) افزایش پیدا کرده بود. هم چنین تغییرات ایجاد شده در پیگیری دو ماهه نیز ماندگار بود. استنتاج: روش mbsr با مورد هدف قرار دادن سازوکارهای درگیر در تغییر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان می تواند روش مناسبی برای درمان و جلوگیری از عود اختلال افسردگی باشد.
سابقه و هدف: ذهن آگاهی نقش مهمی در متغیرهای مرتبط با اختلال افسردگی ایفا میکند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بخشی روش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان زنان مبتلا به افسردگی اساسی میباشد. مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای شبه تجربی به همراه پیش آزمو
مقدمه: طالق به عنوان پایان قانونی یک رابطه زوجی، از استرسزاترین رخدادهای زندگی است که چگونگی مدیریت و تعدیل هیجانات به دنبال آن از عوامل تعیین کننده سالمت روان و کیفیت زندگی به شمار میرود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر طرحوارههای هیجانی و راهبرد
ذهن آگاهی، نقش مهمی در متغیرهای مرتبط با اختلال افسردگی ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه آزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون
مقاله۲۰۱۵اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینییزدان نادری، هادی پرهون، جعفر حسنی، هاله صناعی
ذهن آگاهی، نقش مهمی در متغیرهای مرتبط با اختلال افسردگی ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه آزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون
هدف: درد مزمن از جمله بیماری های جسمی شایعی است که مشکلات جسمانی، روانشناختی، اقتصادی و اجتماعی متعددی را برای مبتلایان به آن پدید می آورد. هدف پژوهش حاضر اثربخشی بهره گیری توأم از درمان شناختی رفتاری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در ذهن آگاهی، تاب آوری وکیفیت زندگی بیماران م
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نظم جویی شناختی هیجان، مهارت های ذهن آگاهی و آمادگی برای تجربه شرم و گناه افراد مبتلا اختلال اضطراب افسردگی مختلط بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد مبتلا به